جملات کوتاه و شیرین نماز

جملات کوتاه و شیرین نماز

- «نماز، محكم ترين رشته ي الفت بين بندگان و خداست، و واي برآن كسي كه از اين پيوند جداست، و حيات و زندگيش از نور اين عبادت پربها، بي بهره است.

- نماز، واقعيتي است كه خداوند مهربان از باب عشق و محبت از انسان خواسته است، نماز نوراني ترين حكم در شبستان حيات بندگان شايسته الهي است.

- نماز، ريسمان اتصالي است كه همه هستي و موجوديت آدمي را به ملكوت پيوند داده، و مانند اين رشته پرارزش و منبع فيض، برنامه اي براي ايجاد ارتباط بين بشر و حق مطلق نمي توان يافت.

- نماز، پناه بي پناهان، سنگر دردمندان، گلستان روح افزاي عاشقان، چراغ پر فروغ نيمه شب مشتاقان، صفاي دل مستان، و سير و سلوك آگاهان است.

ادامه نوشته

دل نوشته نماز پویا پاکدل

باسلام خدمت همه بینندگان این وبلاگ


امروز من می خوام دل نوشته ام را به شما بخونم

این وبلاگ با یاری شما عزیزان توانسته تا به امروز استوار بمونه و این یک نشانه ی خوبیه که دل من را شاد کرده وبلاگ من هر چند که در مدت زمان کوتاهی فعالیت می کنه اما توانسته رقیب های قدرتمندی برای دیگر سایت و وبلاگ ها که در زمینه نماز سال ها فعالیت می کنند باشه هر روز که من آمار بازدید را می بینم میگم خدایا ممنون که منو شرمنده نمیکنی چون هر چقدر هم در زمینه نماز مطلب بنویسم باز هم کمه روزی 150 یا 120 تا وقتی بازدید از وبلاگ خودم میبنم برای من کافیه چون 150 یا 120 تا انگار کار خیر میکنم و این یعنی یه دنیا مهر و محبت شما.......

و یک خبر مهم ........

حدود یک ماه دیگه انشااله به یاری خداوند سایت بزرگ پایگاه جامع نماز رو افتتاح می کنیم از تک تک شما عزیزان انتظار میره که با تبلیغات خودتون این وبلاگ رو قدرتمند نشان بدید تا اینکه نه تنها در ایران بلکه در تمام جهان شناخته بشه

و سخن نهایی

این وبلاگ تنها ماله خودم نیست بلکه ماله تموم مسلمان های جهانه

نماز یومه ، خوردن همان نانِ خالی ...


معمولاً همه ی ما غذا می خوریم، تا بتوانیم توان و نیروی لازمه را برای ادامه  به زندگیِ بهتر، بدست آوریم؛

حال ممکن است به قدری در فقر باشیم که فقط بتوانیم نانِ تنها بخوریم، تا فقط زنده بمانیم، به عبارتی خوردن نانِ خالی برای زنده ماندن واجب میشود ...

به عقده ی اساتید بزرگ، خواندن نمازهای پنجگانه (یومه)، که واجب می باشد، همانند خوردن همان نانِ خالی میباشد، که فقط برای زنده ماندن [رفع تکلیف] است.

پس آیا برای بدست آوردن مواد غنی دیگر، از جمله ویتامین ها - مواد معدنی و هزاران ماده ی دیگر، به غذایی کامل نیاز نداریم؟ [یعنی برای نزدیکتر شدن به خداوند و هموار کردن راه رسیدن به او، به جز نمازهای واجب، نیاز به انجام دادن اعمال مستحبی نیستیم؟]

تکرار: نماز واجب! فقط برای زنده ماندنه، نه رسیدن به خداوند و هموار کردن راه سعادت ...

"برگرفته از دلنوشت های سجّـاد جـوادی"

محرم آمد و ماه عزا شد ...


محرم آمد و ماه عزا شد..... 

مـــــحّـــــرم آمـــــد و مـــــاه عـــــــزا گشت
هـــمـه عـــــالـــم به مـــــاتم مبتـلا گشت

ز چــشــم خـــود تـــمـنّا می کنــــم اشک
کــه مــاه گـــریــه بر خـــون خـــــــدا گشت

وجـــودم را ســـراســـر غـــــم گـــرفـــــتـــه
دلـــم خــونــیــن چــو خـــاک کـربـلا گشت

تـــو هـــستــــی بـــهــتــرین اربــاب دنـــیا
کـــه ذکـــر تـــو بـــه هـــر دردی دوا گـشت

شــدم بیـــمـار عـشـقت یا حـســین جان
همیـن عـشـق عاقبت بر مـن شفا گشت

حسیـن (ع) سرمایه دار فضل و لطف است
کــه قـــارون هــم به پــیـش او گـــدا گشت

چــرا این جـاهــلان پـیــمان شــکــســتــند
چــقـــدر این کـوفــه با تـــو بی وفــا گشت

خـــــدا را شکــــــر مــانــــدم تا محّــــــــرم
خــــدا را شــــکر ایـن حـاجـــــت روا گشت
                                                 "محسن زعفرانیه"



السّلام و علیک یــا علـی بــن الحُسَیــن ...

السّلام و علیک یــا شهــر المحــــــــــــرم ...

السّلام و علیک ای وادی کــــــــربـبــــــــلا ...

السّلام و علیک ای سرزمیــــن پُــــــر بـلا ...

السّلام و علیک ای جــلوه گـــاه ذوالمنـن ...

السّلام و علیک ای کُشته های بی کفن ...



خوش آمدی ای حُسَیــن
خوش آمدی به کرببلا
خوش آمدی ...

باز آمد بوی محرم
بوی خون ، بوی مظلومیت حُسَیـن

همان ماهِ تشنه لبان
.
.
.
فقط و فقط زینب ماند!

کربلا در کرببلا می ماند ، اگر زینب نبود!

خوشا به حالت ای دوست ...
خوشا به حالت که در صف جنگ بودیُ با دشمنان حُسَیـن، دست و پنجه نرم کردی

وظیفه ی تو تمام شد ...

این ماییم که باید کار زینبی کنیم ...


خدایا، خداوندا ...
به حق حضرت زینب (س)، ما را ادامه ی راه او (زینب) قرار ده الهی آمین

زینب جان ... !
شرمنده ایم که تاوان حسینی شدن ما، بی حسین شدن تو بود
و افسوس که تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم ...

"نوشته هایی از دست سجّـاد جـوادی"

بحثی در مورد حضور قلب در نماز

"بسمه تعالی"

سلام، امروز بحثی در رابطه با حضور قلب در نماز  مطلب خواهیم گذاشت.

میخوام بگم که وب "نماز ستون دین است" کمتر مطلبی در رابطه با حضور قلب داشته و گذاشته ایم؛
یعنی اگر در موتور های جستجوگر در مورد حضور قلب در نماز بگردیم، تعداد انگشت شماری در مورد این حضور قلب مطلب نوشته اند و اکثر وبلاگها هم همان مطلب را در وبلاگهایشان کپی پیست کرده اند؛
به حمد خداوند من 80% از مطالب این پایگاه را خودم نوشته ام و دوستار کپی پیست هم نیستم!
از موضوع اصلی مان فاصله نمی گیریم؛

خداوند و بزرگان دین در مورد حضور قلب در نماز بسیار بسیار احادیثی فرموده اند، بسیار زیاد در مورد حضور قلب نقل است، از کلیپ و صوت گرفته تا پوستر و مقاله، همه و همه در مورد حضور قلب در نماز گفته اند و تاکید اصلی نماز خواندن حضور قلب در آن است!
اما چه فایده؟

یک روز نمازهایتان را پیش خودتان مرور کنید ...
ما شیعیان که ادعای شیعه بودن می کنیم کمتر کسی و کمتر نمازی است که در آن حضور داشته باشی؛
بدبختی ما اینجاست که در نماز یادمان به فلان چیز و فلان کار و فلان بدهکاری میافتد،
این نماز، نماز نیست ...

عزیز من، هر موقع دیدی خواندن نماز به میلت نیست، اصلا نخوان!
انشالله در پست بعدی حکایتی در مورد همین حضور قلب نداشتن در نماز، خواهیم گفت؛

نصف بیش تر ما به اصطلاح نماز خوان هستند، که با نخواندنش در یک عرض است.
بیشتر ماها یا از اجبار نماز میخوانیم ویا از روی عادت!

ای کاش ما از روی عشق نماز میخواندیم، ای کاش ما از روی دلتنگی نماز میخواندیم، ای کاش برای فرا رسیدن اذان لحظه شماری میکردیم، ای کاش ... .

نه! واقعا کدوم ما از روی میل و عشق خداوند نماز میخوانیم؟

نماز خواندن مثل تلفن کردن است، هر موقع دلت برای دوستت تنگ میشه بهش زنگ میزنی، حداقل نیم ساعت و حداکثر چند ساعت باهاش حرف میزنی!
حالا نماز هم یک نوع زنگ زدن است، آن هم زنگ زدن به بهترین دوست ها، آفریدگار تو، پدید آورنده ی هستی ...
یعنی حاضر نیستی با ایشان 10 دقیقه هم حرف بزنی؟
او را ستایش کنی و شکر اش را بجای آوری؟

هر موقع دلت تنگ شد، یه دو رکعت نماز بخونی، از خدا کمک بخواهی، بابت تمام نعمت هایی که بهت داده، که شاید خیلی ها حسرت به دست آوردن چنین نعمت هایی را میخورند، ازش تشکر کنی!
یه تشکر خشک و خالی ...

هر موقع که حوصله اش را نداشتی، میدونی که تمرکز حواس نداری، میدونی که نمی تونی وجود خدا را حس کنی، میدونی که ... ، نماز نخوان!

که این بهترین راه است، چون وقتی نمی تونی وجود خدا را حس کنی، با کی میخواهی حرف بزنی؟
از کی میخوایی تشکر کنی؟
که خواندن و نخواندن چنین نمازهایی در یک عرض است،

خود خداوند فرموده که حق الله را می بخشه!
پس نمی خواد با خواندن چنین نمازی خودت را گول بزنی که ثواب برده ای و رفع تکلیف کرده ای!

من نمی گم نماز اول وقت بخون، نمی گم همیشه نماز بخون، نمی گم همیشه ذکر خدا بر لب داشته باش!
اما میگم حداقل سالی یک بار نمازی بخون که بتونی وجود خدا را حس کنی، فقط و فقط حواست به خدایت و نمازت باشه!
باور کن که یک رکعت چنین نمازی می ارزه به یک عمر به تمام نماز هایی که بدون حضور قلب خواندی!

بحث را جمع میکنم و در مطالب آینده، انشالله به لطف خداوند، با ذکر احادیث گوناگون به این بحث عمیقاً می پردازیم.

توصیف های امام خمینی در مورد نماز




    مقدمه ای کلی بر دید گاه امام خمینی



    امام راحل فرموده اند :

    " نماز پشتوانه ی ملت است."
    " نماز بالاترین ذکر خداست."
    " نماز مهم ترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود ، عبادت های دیگر هم قبول می شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی شود."
    " سزاوار است که انسان نماز را در اول وقت بخواند. "
    "نماز جمعه در راس همه ی امور است "

    نمونه‌هایی از توصیف‌های آن نمازگزار حقیقی درباره‌ی نماز

    با نگاهی به آثار مکتوب امام ـ رحمه الله علیه ـ و مشاهده‌ عینی شاهدان احوال ایشان، می‌توان گفت که در دیدگاه ایشان، نماز در میان عبادات به مثابه «اسم اعظم و بلکه خود اسم اعظم»[1] در میان دیگر اسماء الهی.

    ونیز شاید بتوان گفت کامل‌ترین سخن ایشان درباره‌ی نماز این جمله است که می‌فرمایند: سرمایه‌های سعادت عالم آخرت و وسیله‌ی زندگانی روزگارهای غیر متناهی نماز است.[2]

    تعبیر دیگر ایشان، عبارت «نسخه‌ی جامعه» است، نسخه‌ای که پروردگار برای رهایی جان قدسی انسان از قفس طبیعت، تجویز کرده است. ایشان می‌فرمایند: معلوم می‌شود که حقیقت این عبادت الهی و نسخه‌ی جامعه که برای خلاصی این طایرهای قدسی از قفس تنگنای طبیعت به کشف تام محمّدی ترتیب داده شده و به قلب مقدسشان نازل گردیده ...[3]

    هنگامی که دریافتیم نماز «نسخه‌ی جامعه‌ی» الهی برای انسان است، جایگاه نماز در بین عبادت‌های دیگر آشکار می‌شود. آیات و اخبار، مشهورترین مرتبه نماز را «عمودیت» آن برمی‌شمارند. حدیث امام علی ـ علیه السّلام ـ در ابتدای مقاله، گویای این مرتبه و لوازم ویژه است. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ با اشاره به این نکته می‌فرمایند: ... نماز که در بین عبادات و مناسک الهیه، سمت جامعیت و عمودیت دارد ...[4]

    ایشان، تغییر حالت ائمه ـ علیهم السّلام ـ در نماز بر اثر خوف و خشیت خداوندی، دلیلی بر اثبات بعد باطنی نماز می‌دانند. باطن نماز نیز همانند ظاهر آن، آداب و شرایطی دارد که اقامه‌ی آنها حقیقت نماز را محقّق می‌کند. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ می‌فرمایند: از برای نماز غیر این صورت، حقیقتی است و غیر از این ظاهر، باطنی است و همان طور که صورت آن را آداب و شرایط صوریه‌ای است، باطن آن را نیز آداب و شرایطی است که شخص سالک باید آنها را مراعات کند.[5]

    اگر در سخنان آن رامرد الهی دقّت کنیم، در می یابیم که نماز او محلّ الهام های غیبی بوده است. آنگاه که به بیان اسرار نماز سالکان و نمازگزاران می پردازد، گاهی به صراحت اعتراف می کند که این مطلب از الطاف حق یا همان الهام های غیبی پروردگار بوده که به او عطا کرده است، برای مثال، در جایی می فرمایند: و ما در رساله ی سرّ الصلوه، اسرار روحیه ی این تکبیرات و رفع ید را به طور لطیفی که مذکور در آن رساله است، ذکر نموده ایم و آن از الطاف حق تعالی است به این مسکین و له الشکر و الحمد.[6]

    یاد یار در واپسین لحظات حیات

    امام(ره) تا آخرین لحظات زندگی شان ذکر، نماز و دعا را از دست ندادند. حاج احمد آقا، فرزند عزیز حضرت امام(ره)، می گفتند: «پیش از ظهر آخرین روز حیات امام(ره)، ایشان، پیوسته، روی تخت نماز می خواندند مدتی گذشت. سپس پرسیدند: "ظهر شده است؟" گفتم: "بلی". آن وقت خواندن نماز ظهر و عصر را با نوافلش آغاز کردند. پس از پایان نماز، مشغول ذکر گفتن شدند تا لحظاتی که در اغما به سر می بردند، مرتب پشت سر هم می گفتند: "سبحان الله و الحمدلله و لااله الاالله و الله اکبر"». این کار برای ما درس است. ما که رهبرمان را دوست داریم، باید به کارها و روحیات ایشان توجه کنیم و از آن درس بگیریم.

    خاطرات نماز امام خمینی

    روز اولی بود که شاه رفته بود. امام در نوفل لوشاتو فرانسه اقامت داشتند. نزدیک به سیصد الی چهارصد خبرنگار خارجی از کشورهای مختلف، اطراف منزل امام جمع شده بودند. تختی گذاشتند و امام روی آن ایستادند تا به سؤالات خبرنگاران پاسخ دهند. تمام دوربینها کار می‌کردند. هنوز دو سه سؤال بیشتر از امام نشده بود که صدای اذان ظهر شنیده شد. امام بلافاصله جمع خبرنگاران راترک کردند و فرمودند:

    « وقت فضیلت نماز ظهر می‌گذرد.»
    تمام حاضرین از این که امام محل را ترک کردند، متعجب شدند.
    کسی از امام خواهش کرد: «چند دقیقه ای صبر کنید تا چند سؤال دیگر هم بشود و بعد برای اقامة نماز بروید.»
    امام با قاطعیت فرمودند: « به هیچ وجه نمی شود» و برای خواندن نماز رفتند.

    پی نوشت ها

    [1] . آداب الصلوه، امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، ص 9.

    [2] . آداب الصلوه، ص 45.
    [3] . اسرار نماز یا معراج السالکین و صلوه العارفین، امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، ص 10.
    [4] . آداب الصلوه، ص 9.
    [5] . آداب الصلوه، صص 55 ـ 56.
    [6] . آداب الصلوة، ص 377.

خاطره جالب اولین نمازه یک تازه مسلمان!


خاطره جالب اولین نمازه یک تازه مسلمان!

 داستان زیر داستان اولین نماز دکتر جفری لانگ استاد ریاضیات دانشگاه کانزاس است.

وی که در خانواده ای پروتستان در آمریکا به دنیا آمده در ۱۸ سالگی بی خدا   می شود. وی از طریق یکی

از دانشجوهای مسلمانش نسخه ای ترجمه شده از قرآن هدیه گرفت و ظرف سه سال همه ی آن را مطالعه

کرد و در پایان تصمیم گرفت اسلام بیاورد.

روزی که مسلمان شدم امام مسجد کتابچه ای درباره ی چگونگی ادای نماز به من داد.

ولی چیزی که برایم عجیب بود، نگرانی دانشجوهای مسلمانی بود که همراه من بودند. همه به شدت اصرار

می کردند که: راحت باش! به خودت فشار نیار! بهتره فعلا آرام آرام پیش بری

پیش خودم گفتم: آیا نماز اینقدر سخت است؟

ولی من نصیحت دانشجوها را فراموش کردم و تصمیم گرفتم نمازهای ....

ادامه نوشته

وصیت نامه های شهدا در مورد نماز جماعت

                                       

شهید علی اصغر پرورده:

برادران وخواهرانم،نماز معیار قبولی طاعت هاست ،پس نماز جماعت را ترک نکنید .شما فکر میکنید که شهدا از چه طریقی به این سعادت رسیدهاند،مطمئن باشید که از طریق همین نماز جماعت هاست.


شهید غلام حسین جعفری مرزام:
سنگری به استقامت سنگر مسجد هرگز ندیده ام وکسی نخواهد دید. این بزرگ سنگر راحفظ کنید .درنماز جماعت که پشت دشمن خارجی وداخلی را میشکند ،حاضر شوید.

دلنوشت نماز

خداوندا

به خاطر همه نعمتهایی که به من دادی ، تو را سپاس می گویم ، بخاطر لحظه لحظه عمرم ، که هیچ وقت تنهایم نگذاشتی ، می دانم که تو تنها ، تنهایی هستی  که تنهایم نمی گذاری.

خدای نازنیم به هر جا که نگاه می کنم تو را می بینم و هر چه از مهربانیت بگویم ، بازهم یک قطره از اقیانوس رحمت تو نیست . خداوندا با یاد تو به آرامش می رسم ، چون تو آرامش دهنده ، تمام قلبهایی ،  پس به درگاه زیبایت ، سر به سجده نماز می گزارم ، و با همه وجودم می پرستمت ، بخاطر اینکه نفس می کشم و زندگی میکنم ، اما هیچ گاه نمی توانم نعمتهای بی انتهایت را شکر کنم ، اما تو بخشنده و مهربانی ، خدای من گاهی ندانسته از راه مستقیم تو منحرف شدم ،  پس به من توفیق شکر گزاری و بازگشت به راه خودت را عنایت فرما  و روحم را الهی کن تا به تو نزدیکتر شوم ،


خدای نازنیم که تمام گنجهای زیبای جهان آفرینش را در نماز و نیایش با خودت قرار دادی ، به من توفیق بده که با دعا و راز و نیاز به درگاهت، توبه نمایم و با خواندن و عمل کردن به قرآن و نماز به آرامش معنوی و روحی برسم ..............................

                الهی امین

دعا

خدایا...

حکمت قدم هایی که برایم برمی داری بر من آشکار کن تا درهایی را به سویم میگشایی ندانسته نبندم و درهایی را که به سویم می بندی به اصرار نگشایم.

آمین...


بحثی در مورد حضور قلب در نماز


"بسمه تعالی"

سلام، امروز بحثی در رابطه با حضور قلب در نماز  مطلب خواهیم گذاشت.



خداوند و بزرگان دین در مورد حضور قلب در نماز بسیار بسیار احادیثی فرموده اند، بسیار زیاد در مورد حضور قلب نقل است، از کلیپ و صوت گرفته تا پوستر و مقاله، همه و همه در مورد حضور قلب در نماز گفته اند و تاکید اصلی نماز خواندن حضور قلب در آن است!
اما چه فایده؟

یک روز نمازهایتان را پیش خودتان مرور کنید ...
ما شیعیان که ادعای شیعه بودن می کنیم کمتر کسی و کمتر نمازی است که در آن حضور داشته باشی؛
بدبختی ما اینجاست که در نماز یادمان به فلان چیز و فلان کار و فلان بدهکاری میافتد،
این نماز، نماز نیست ...

عزیز من، هر موقع دیدی خواندن نماز به میلت نیست، اصلا نخوان!
انشالله در پست بعدی حکایتی در مورد همین حضور قلب نداشتن در نماز، خواهیم گفت؛

نصف بیش تر ما به اصطلاح نماز خوان هستند، که با نخواندنش در یک عرض است.
بیشتر ماها یا از اجبار نماز میخوانیم ویا از روی عادت!

ای کاش ما از روی عشق نماز میخواندیم، ای کاش ما از روی دلتنگی نماز میخواندیم، ای کاش برای فرا رسیدن اذان لحظه شماری میکردیم، ای کاش ... .

نه! واقعا کدوم ما از روی میل و عشق خداوند نماز میخوانیم؟

نماز خواندن مثل تلفن کردن است، هر موقع دلت برای دوستت تنگ میشه بهش زنگ میزنی، حداقل نیم ساعت و حداکثر چند ساعت باهاش حرف میزنی!
حالا نماز هم یک نوع زنگ زدن است، آن هم زنگ زدن به بهترین دوست ها، آفریدگار تو، پدید آورنده ی هستی ...
یعنی حاضر نیستی با ایشان 10 دقیقه هم حرف بزنی؟
او را ستایش کنی و شکر اش را بجای آوری؟

هر موقع دلت تنگ شد، یه دو رکعت نماز بخونی، از خدا کمک بخواهی، بابت تمام نعمت هایی که بهت داده، که شاید خیلی ها حسرت به دست آوردن چنین نعمت هایی را میخورند، ازش تشکر کنی!
یه تشکر خشک و خالی ...

هر موقع که حوصله اش را نداشتی، میدونی که تمرکز حواس نداری، میدونی که نمی تونی وجود خدا را حس کنی، میدونی که ... ، نماز نخوان!

که این بهترین راه است، چون وقتی نمی تونی وجود خدا را حس کنی، با کی میخواهی حرف بزنی؟
از کی میخوایی تشکر کنی؟
که خواندن و نخواندن چنین نمازهایی در یک عرض است،

خود خداوند فرموده که حق الله را می بخشه!
پس نمی خواد با خواندن چنین نمازی خودت را گول بزنی که ثواب برده ای و رفع تکلیف کرده ای!

من نمی گم نماز اول وقت بخون، نمی گم همیشه نماز بخون، نمی گم همیشه ذکر خدا بر لب داشته باش!
اما میگم حداقل سالی یک بار نمازی بخون که بتونی وجود خدا را حس کنی، فقط و فقط حواست به خدایت و نمازت باشه!
باور کن که یک رکعت چنین نمازی می ارزه به یک عمر به تمام نماز هایی که بدون حضور قلب خواندی!

بحث را جمع میکنم و در مطالب آینده، انشالله به لطف خداوند، با ذکر احادیث گوناگون به این بحث عمیقاً می پردازیم.

"دستنوشته سجّـاد جـوادی : پایگاه جـامع دنیای نیاز به نـماز"

حکایت واقعی حضور قلب در نماز

همانطور که در پست "بحثی در مورد حضور قلب در نماز" عرض کردیم که حکایتی جالب در مورد حضور قلب در نماز بگوییم؛ در این پست عمل خواهیم کرد:

روزی پیرمردی غریبه به مسجد می رود و همراه با جماعت به امام اقتدا میکند و شروع به خواندن نماز می کند.

الله اکبر،

بسم الله الرحمن الرحیم، الْحَمْدُ للَّهِ رَب ...

رکعت اول تمام شد و در رکعت دوم پیرمرد همانجا نشست و ساندویج پنیرش را از جیبش در آورد و شروع به خوردن آن کرد!

فرد کنار این پیرمرد در حین خواندن نماز به منظور اعتراض به رفتار پیرمرد بلند الله اکبر گفت،

اما پیرمرد اعتنایی نکرد و به غذا خوردنش ادامه داد!

تا اینکه نماز تمام شد؛  هر کس به پیرمرد به عنوان اعتراض چیزی می گفت.

یکی گفت: پیرمرد مگه نمی دانی شکستن نماز گناه بزرگی است؟

پیرمرد گفت: بله، خوب می دانم!

- مگه نمی دانی با شکستن نماز خودت، نماز ما را هم شکستی!

- بله، خوب می دانم!

- مگه آداب نماز جماعت خواندن بلد نیستی؟

- به خوبی بلدم!

- ...

خلاصه از مردم سوال و از پیرمرد جواب.

پیرمرد گفت، امام جماعت می داند که چرا من در رکعت دوم نمازم را قطع کردم!

امام جماعت که دید بین مردم و پیرمرد اختلاف نظر هست روبه آن ها کرد و گفت چی شده؟ ماجرا از چه قراره؟

پیرمرد بلند شد و به امام جماعت گفت: شما به مردم بگویید که چرا من نمازم را در رکعت دوم قطع کردم!

بگویید که در رکعت دوم به چه فکری فرو رفته بودید که حواستان به نماز نبود!

امام جماعت با تعجب گفت: واقعیتش فاصله ی خانه ی ما تا مسجد بسیار زیاد است و با پای پیاده آمدن کمی خسته کننده است، تصمیم داشتم که بعد از خواندن نماز الاغی بخرم که در رکعت دوم به این فکر میکردم که رنگ الاغم چه رنگی باشه بهتره!

پیرمرد هم گفت: دیدم که خواندن چنین نمازی باعث می شود که مرا از خوردن ساندویج پنیرم باز دارد و بخاطر همین خواندن این نماز را رها کردم ... !

پیام و نتیجه ی اخلاقی:

همانطور که در پست قبلی عرض کرده بودم، خواندن نماز بدون حضور قلب و توجه به خدای متعال، فقط و فقط ما را از انجام کارهای روزمره باز می دارد، و نخواندن چنین نمازهایی بهتر است!

"دستنوشته سجّـاده جـوادی : به نقل از استاد کافی | پایگاه جـامع دنیای نیاز به نـماز"

غفلت از نـماز و اصل دین


واقعا هرچقـد کلمه "نـماز" را تو قسمت تصاویر گوگل سرچ می کنم هیچ آثار و پوستری در موردش نیست!

البته این چند وقت اخیر چندتایی انگشت شمار دیدم، اما فقط یه دست کشیدن به پوسترهای قبلی بوده و هیچ طرح جدیدی یافت نشده!

از قالب وبلاگ هم که بذار و برو ... .

کـلاً تـماس با خـدا فـِــرت (!)

هر چنـد که اصل از باطنـه، اما نا مسلمون ها ظاهـر را می بینند!

ما منتـظر آقا امام زمان نشسته ایم، در صورتی که این ظاهر قضییه است (!)

راستـشو بخوایی آقـــا امام زمان (عج) منتـظر ما ایستـاده است،

آقا جـان! ما آدم شدیم؛

تـو کی میـــــــــــایی؟