دومین جشنواره تبیان قم در باب نـماز


"بسمه الله نـور"


دومین جشنواره وبلاگنویسی تبیان قم

و برای دومین بار اداره کل تبلیغات اسلامی استان قم "تبیان قم" جشنواره ای با مضمون نـماز - سبک زندگی - انقلاب اسلامی و حجاب در رشته های وبلاگنویسی ، مقاله نویسی ، عکس و پوستر ، ارائه داده است.

که علاقه مندان و داوطلبان گرامی می توانند از 15 آبانماه تا 15 دیماه سال 1392 ، جهت شرکت در این مسابقه، ثبت نام نمایند؛
بنابر مطلب ذکر شده در سایت مذکور، اعلام نتایج و اختتامیه 12 بهمن 1392 مصادف با سالروز ورود رهبرکبیر انقلاب حضرت امام خمینی ره برگزار می شود.

همچنین دبیرخانه دومین جشنواره تبیان در نظر دارد از آثار برتر جشنواره در مراسم اختتامیه با جوایز ارزنده ای همچون کمک هزینه های سفرحج عمره ، عتبات عالیات،  مشهد مقدس تقدیر نماید.

- جهت شرکت در مسابقه به تارنمای  http://festival.qido.ir  مراجعه فرمایید.

محرم آمد و ماه عزا شد ...


محرم آمد و ماه عزا شد..... 

مـــــحّـــــرم آمـــــد و مـــــاه عـــــــزا گشت
هـــمـه عـــــالـــم به مـــــاتم مبتـلا گشت

ز چــشــم خـــود تـــمـنّا می کنــــم اشک
کــه مــاه گـــریــه بر خـــون خـــــــدا گشت

وجـــودم را ســـراســـر غـــــم گـــرفـــــتـــه
دلـــم خــونــیــن چــو خـــاک کـربـلا گشت

تـــو هـــستــــی بـــهــتــرین اربــاب دنـــیا
کـــه ذکـــر تـــو بـــه هـــر دردی دوا گـشت

شــدم بیـــمـار عـشـقت یا حـســین جان
همیـن عـشـق عاقبت بر مـن شفا گشت

حسیـن (ع) سرمایه دار فضل و لطف است
کــه قـــارون هــم به پــیـش او گـــدا گشت

چــرا این جـاهــلان پـیــمان شــکــســتــند
چــقـــدر این کـوفــه با تـــو بی وفــا گشت

خـــــدا را شکــــــر مــانــــدم تا محّــــــــرم
خــــدا را شــــکر ایـن حـاجـــــت روا گشت
                                                 "محسن زعفرانیه"



السّلام و علیک یــا علـی بــن الحُسَیــن ...

السّلام و علیک یــا شهــر المحــــــــــــرم ...

السّلام و علیک ای وادی کــــــــربـبــــــــلا ...

السّلام و علیک ای سرزمیــــن پُــــــر بـلا ...

السّلام و علیک ای جــلوه گـــاه ذوالمنـن ...

السّلام و علیک ای کُشته های بی کفن ...



خوش آمدی ای حُسَیــن
خوش آمدی به کرببلا
خوش آمدی ...

باز آمد بوی محرم
بوی خون ، بوی مظلومیت حُسَیـن

همان ماهِ تشنه لبان
.
.
.
فقط و فقط زینب ماند!

کربلا در کرببلا می ماند ، اگر زینب نبود!

خوشا به حالت ای دوست ...
خوشا به حالت که در صف جنگ بودیُ با دشمنان حُسَیـن، دست و پنجه نرم کردی

وظیفه ی تو تمام شد ...

این ماییم که باید کار زینبی کنیم ...


خدایا، خداوندا ...
به حق حضرت زینب (س)، ما را ادامه ی راه او (زینب) قرار ده الهی آمین

زینب جان ... !
شرمنده ایم که تاوان حسینی شدن ما، بی حسین شدن تو بود
و افسوس که تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم ...

"نوشته هایی از دست سجّـاد جـوادی"

توصیه‌های امام زمان (عج) به شیعیان!


توصیه‌هایی است که امام عصر (عج)‌ خطاب به شیعیان و پیروان اهل‌بیت (ع) فرموده‌اند.


۱. از خداوند ـ جل جلاله ـ بترسید و تقوا پیشه کنید.

۲. به ما در بیرون آوردن شما از فتنه و امتحانی که بر شما روی آورده است کمک کنید.


۳. عهد می‌کنم که هر کدام از شیعیان که راه تقوا را در پیش گیرد و هر آنچه که لازم است ]و حق خداست[ از مال خود خارج کند، از فتنه‌ی گمراه‌کننده و رنج‌های ظلمانی در امان باشد.


۴. هر کدام از شیعیان، در بخشش اموالی که خداوند به او داده به کسانی که خداوند فرمان داده است بخل ورزد، در دنیا و آخرت زیانکار خواهد بود.


۵. اگر شیعیان ما در وفا نمودن به عهد و پیمانی که از ایشان گرفته شد، همسو و یک‌دل شوند، دیدار ما از ایشان به تأخیر نخواهد افتاد.




ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع توصیه‌ها :

علامه محمدباقر مجلسی؛ مهدی موعود ؛ ترجمه حسن بن محمد ولی ارومیه‏ای؛ قم: انتشارات مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۰ ؛ ج ۲

ادامه نوشته

حکایت واقعی حضور قلب در نماز


همانطور که در پست "بحثی در مورد حضور قلب در نماز" عرض کردیم که حکایتی جالب در مورد حضور قلب در نماز بگوییم؛ در این پست عمل خواهیم کرد:

روزی پیرمردی غریبه به مسجد می رود و همراه با جماعت به امام اقتدا میکند و شروع به خواندن نماز می کند.

الله اکبر،

بسم الله الرحمن الرحیم، الْحَمْدُ للَّهِ رَب ...

رکعت اول تمام شد و در رکعت دوم پیرمرد همانجا نشست و ساندویج پنیرش را از جیبش در آورد و شروع به خوردن آن کرد!

فرد کنار این پیرمرد در حین خواندن نماز به منظور اعتراض به رفتار پیرمرد بلند الله اکبر گفت،

اما پیرمرد اعتنایی نکرد و به غذا خوردنش ادامه داد!

تا اینکه نماز تمام شد؛  هر کس به پیرمرد به عنوان اعتراض چیزی می گفت.

یکی گفت: پیرمرد مگه نمی دانی شکستن نماز گناه بزرگی است؟

پیرمرد گفت: بله، خوب می دانم!

- مگه نمی دانی با شکستن نماز خودت، نماز ما را هم شکستی!

- بله، خوب می دانم!

- مگه آداب نماز جماعت خواندن بلد نیستی؟

- به خوبی بلدم!

- ...

خلاصه از مردم سوال و از پیرمرد جواب.

پیرمرد گفت، امام جماعت می داند که چرا من در رکعت دوم نمازم را قطع کردم!

امام جماعت که دید بین مردم و پیرمرد اختلاف نظر هست روبه آن ها کرد و گفت چی شده؟ ماجرا از چه قراره؟

پیرمرد بلند شد و به امام جماعت گفت: شما به مردم بگویید که چرا من نمازم را در رکعت دوم قطع کردم!

بگویید که در رکعت دوم به چه فکری فرو رفته بودید که حواستان به نماز نبود!

امام جماعت با تعجب گفت: واقعیتش فاصله ی خانه ی ما تا مسجد بسیار زیاد است و با پای پیاده آمدن کمی خسته کننده است، تصمیم داشتم که بعد از خواندن نماز الاغی بخرم که در رکعت دوم به این فکر میکردم که رنگ الاغم چه رنگی باشه بهتره!

پیرمرد هم گفت: دیدم که خواندن چنین نمازی باعث می شود که مرا از خوردن ساندویج پنیرم باز دارد و بخاطر همین خواندن این نماز را رها کردم ... !


پیام و نتیجه ی اخلاقی:

همانطور که در پست قبلی عرض کرده بودم، خواندن نماز بدون حضور قلب و توجه به خدای متعال، فقط و فقط ما را از انجام کارهای روزمره باز می دارد، و نخواندن چنین نمازهایی بهتر است!


"به نقل از استاد کافی"


::. به امید آنکه همه ی ما نمازهایی با حضور قلب بخوانیم .::


خاطره جالب اولین نمازه یک تازه مسلمان!


خاطره جالب اولین نمازه یک تازه مسلمان!

 داستان زیر داستان اولین نماز دکتر جفری لانگ استاد ریاضیات دانشگاه کانزاس است.

وی که در خانواده ای پروتستان در آمریکا به دنیا آمده در ۱۸ سالگی بی خدا   می شود. وی از طریق یکی

از دانشجوهای مسلمانش نسخه ای ترجمه شده از قرآن هدیه گرفت و ظرف سه سال همه ی آن را مطالعه

کرد و در پایان تصمیم گرفت اسلام بیاورد.

روزی که مسلمان شدم امام مسجد کتابچه ای درباره ی چگونگی ادای نماز به من داد.

ولی چیزی که برایم عجیب بود، نگرانی دانشجوهای مسلمانی بود که همراه من بودند. همه به شدت اصرار

می کردند که: راحت باش! به خودت فشار نیار! بهتره فعلا آرام آرام پیش بری

پیش خودم گفتم: آیا نماز اینقدر سخت است؟

ولی من نصیحت دانشجوها را فراموش کردم و تصمیم گرفتم نمازهای ....

ادامه نوشته

وصیت نامه های شهدا در مورد نماز جماعت

                                       

شهید علی اصغر پرورده:

برادران وخواهرانم،نماز معیار قبولی طاعت هاست ،پس نماز جماعت را ترک نکنید .شما فکر میکنید که شهدا از چه طریقی به این سعادت رسیدهاند،مطمئن باشید که از طریق همین نماز جماعت هاست.


شهید غلام حسین جعفری مرزام:
سنگری به استقامت سنگر مسجد هرگز ندیده ام وکسی نخواهد دید. این بزرگ سنگر راحفظ کنید .درنماز جماعت که پشت دشمن خارجی وداخلی را میشکند ،حاضر شوید.

طریقه خواندن نماز حاجت به فرمایش امام سجاد (ع)


حضرت امام سجّاد (ع) به مردی که برای برآورده شدن حاجت مادّی به شخص ظالمی روی آورده بود،

فـرمود: به مسجدالنبی (ص) برو و دو رکعت نماز به جا آور تا حاجتت را خداوند برطرف نماید.

طریقه خواندن نماز حاجت:

همانند نماز صبح دو رکعت نماز به جا می آوری سپس بر پیامبر اکرم (ص) صلوات فرست و آخر سوره حشر و شش  آیهء اول سوره ی حدید و دو آیهء 18 و 26 سوره ی آل عمران را بخوان.

" برگرفته از کتاب با ارزش "اهل البیت (ع)" "

حکایت واقعی حضور قلب در نماز

همانطور که در پست "بحثی در مورد حضور قلب در نماز" عرض کردیم که حکایتی جالب در مورد حضور قلب در نماز بگوییم؛ در این پست عمل خواهیم کرد:

روزی پیرمردی غریبه به مسجد می رود و همراه با جماعت به امام اقتدا میکند و شروع به خواندن نماز می کند.

الله اکبر،

بسم الله الرحمن الرحیم، الْحَمْدُ للَّهِ رَب ...

رکعت اول تمام شد و در رکعت دوم پیرمرد همانجا نشست و ساندویج پنیرش را از جیبش در آورد و شروع به خوردن آن کرد!

فرد کنار این پیرمرد در حین خواندن نماز به منظور اعتراض به رفتار پیرمرد بلند الله اکبر گفت،

اما پیرمرد اعتنایی نکرد و به غذا خوردنش ادامه داد!

تا اینکه نماز تمام شد؛  هر کس به پیرمرد به عنوان اعتراض چیزی می گفت.

یکی گفت: پیرمرد مگه نمی دانی شکستن نماز گناه بزرگی است؟

پیرمرد گفت: بله، خوب می دانم!

- مگه نمی دانی با شکستن نماز خودت، نماز ما را هم شکستی!

- بله، خوب می دانم!

- مگه آداب نماز جماعت خواندن بلد نیستی؟

- به خوبی بلدم!

- ...

خلاصه از مردم سوال و از پیرمرد جواب.

پیرمرد گفت، امام جماعت می داند که چرا من در رکعت دوم نمازم را قطع کردم!

امام جماعت که دید بین مردم و پیرمرد اختلاف نظر هست روبه آن ها کرد و گفت چی شده؟ ماجرا از چه قراره؟

پیرمرد بلند شد و به امام جماعت گفت: شما به مردم بگویید که چرا من نمازم را در رکعت دوم قطع کردم!

بگویید که در رکعت دوم به چه فکری فرو رفته بودید که حواستان به نماز نبود!

امام جماعت با تعجب گفت: واقعیتش فاصله ی خانه ی ما تا مسجد بسیار زیاد است و با پای پیاده آمدن کمی خسته کننده است، تصمیم داشتم که بعد از خواندن نماز الاغی بخرم که در رکعت دوم به این فکر میکردم که رنگ الاغم چه رنگی باشه بهتره!

پیرمرد هم گفت: دیدم که خواندن چنین نمازی باعث می شود که مرا از خوردن ساندویج پنیرم باز دارد و بخاطر همین خواندن این نماز را رها کردم ... !

پیام و نتیجه ی اخلاقی:

همانطور که در پست قبلی عرض کرده بودم، خواندن نماز بدون حضور قلب و توجه به خدای متعال، فقط و فقط ما را از انجام کارهای روزمره باز می دارد، و نخواندن چنین نمازهایی بهتر است!

"دستنوشته سجّـاده جـوادی : به نقل از استاد کافی | پایگاه جـامع دنیای نیاز به نـماز"

داستان تکان دهنده ی نماز یک دختر بچه

يک وقتي ما (حاج آقا قرائتي) در ستاد نماز نوشتيم آقازاده‌ها، دخترخانم‌ها، شيرين‌ترين نمازي که خوانديد براي ما بنويسيد. يک دختر يازده ساله يک نامه نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر يازده ساله ما ريش‌سفيدها را به تواضع و کرنش واداشت. نوشت که ستاد اقامه نماز، شيرين‌ترين نمازي که خواندم اين است.

به گزارش مشرق، کانون گفتگوي قرآني نوشت: گفت در اتوبوس داشتم مي‌رفتم يک مرتبه ديدم خورشيد دارد غروب مي‌کند يادم آمد نماز نخواندم، به بابايم گفتم نماز نخواندم، گفت خوب بايد بخواني، حالا که اينجا توي جاده است و بيابان، گفت برويم به راننده بگوييم نگه‌دار، گفت راننده بخاطر يک بچه دختر نگه نمي‌دارد، گفت التماسش مي‌کنيم، گفت نگه نمي‌دارد، گفت تو به او بگو، گفت گفتم نگه نمي‌دارد، بنشين. حالا بعداً قضا مي‌کني.

دختر ديد خورشيد غروب نکرده است و گفت بابا خواهش مي‌کنم، پدر عصباني شد، دختر گفت که آقاجان مي‌شود امروز شما دخالت نکني؟ امروز اجازه بده من تصميم بگيرم، گفت خوب هر غلطي مي‌خواهي بکن.

....... بقیه داستان در ادامه مطلب

ادامه نوشته

داستان نماز امام حسین (ع) + حدیث

امام حسين‏ (ع) در مسجد مدينه نماز مي‏ خواند و مردم از پيش روي او رفت و آمد مي‏كردند، (چون برخي پس از رسول خدا (ص) اين مسئله را مطرح كردند كه عبور از جلوي نمازگذار حرام است و باعث باطل شدن نماز مي‏ گردد و اجازه دادند كه نمازگذار با دست يا با عصا مانع عبور مردم شوند، در حالي كه در سنّت رسول ‏خدا (ص) چنين دستوري وجود ندارد).

وقتي نماز امام تمام شد به او اعتراض كردند چرا مانع عبور مردم نشدي؟

قال الامام الحسين‏ عليه السلام: وَيْحَكَ إنَّ الله عَزَّ وَجَلَّ أَقْرَبُ إِليَّ مِنْ أَنْ يَخْطُرَ فيما بَيْني وَ بَيْنَهُ أَحَدٌ.

امام حسين‏ (ع) فرمودند: «واي برتو همانا خداوند عزيز و بزرگ نزديكـتر از آن است كه كسي بين من و او قرار گيرد».