شرايط وضو
شرط پنجم: ظرف آب وضو، طلا و نقره نباشد.
{278} اگر آب وضو در ظرف غصبى يا طلا يا نقره باشد و غير از آن، آب ديگرى ندارد و نمىتواند آب را در ظرف ديگرى بريزد بايد تيمم كند. و اگر آب ديگرى دارد چنانچه در ظرف غصبى يا طلا و نقره وضوى ارتماسى بگيرد يا با آنها آب را به صورت و دستها بريزد، وضوى او باطل است مگر به صورتى كه در مسأله 271 گذشت.
شرط ششم: اعضاى وضو موقع شستن و مسح كردن پاك باشد، مگر اينكه به وسيله وضو گرفتن و شستن صورت و يا دستها، اعضاى وضو خود به خود پاك شود.
{279} اگر پيش از تمام شدن وضو جايى را كه شسته يا مسح كرده نجس شود، وضو صحيح است.
{280} اگر غير از اعضاى وضو جايى از بدن نجس باشد وضو صحيح است. ولى اگر مخرج را از بول يا غائط تطهير نكرده باشد احتياط مستحب آن است كه اول آن را تطهير كند بعد وضو بگيرد.
{281} اگر يكى از اعضاى وضو نجس باشد و بعد از وضو شك كند كه پيش از وضو آن جا را آب كشيده يا نه، چنانچه در موقع وضو ملتفت پاك بودن و نجس بودن آن جا نبوده وضو باطل است بنابر احوط، در صورتى كه با وضو گرفتن و يا غير آن به طور اتفاقى پاك نشده باشد. و اگر ملتفت بوده، يا شك دارد كه ملتفت بوده يا نه وضو صحيح است. و در هرصورت بايد بنا بر احوط براى نماز و مانند آن، جايى را كه نجس بوده، آب بكشد.
{282} اگر در صورت يا دستها بريدگى يا زخمى است كه خون آن بند نمىآيد و آب براى آن ضرر ندارد، بايد در آب كر يا جارى فرو برد و قدرى فشار دهد كه خون بند بيايد، بعد به دستورى كه گفته شد وضوى ارتماسى بگيرد. و اگر بعد از بند آمدن دو مرتبه خون جارى شد وضو به طور ارتماسى صحيح است و اگر خون جارى نشد به صورت ترتيبى هم مىشود وضو گرفت.
شرط هفتم: وقت براى وضو و نماز كافى باشد.
{283} هرگاه وقت به قدرى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد تمام نماز بعد از وقت خوانده مىشود، بايد تيمم كند، ولى اگر براى وضو و تيمم يك اندازه وقت لازم باشد بايد وضو بگيرد براى انجام يك ركعت با وضو. و اگر با وضو، وقت يك ركعت نماز و با تيمم، وقت چهار ركعت را دارد مىتواند هركدام را خواست انتخاب كند بنابر اظهر.
{284} كسى كه در تنگى وقت نماز بايد تيمم كند اگر به قصد قربت يا براى كار مستحبى مثل خواندن قرآن وضو بگيرد، صحيح است ولى اگر براى خواندن آن نماز وضو بگيرد باطل است.
شرط هشتم: به قصد قربت يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد، و اگر براى خنك شدن يا به قصد ديگرى وضو بگيرد باطل است. ولى اگر به قصد قربت وضو بگيرد و قصد ديگرى مثل خنك شدن تابع قصد وضو باشد، اشكال ندارد.
{285} لازم نيست نيت وضو را به زبان بگويد يا از قلب خود بگذراند ولى بايد در تمام وضو متوجه باشد كه وضو مىگيرد، به طورى كه اگر از او بپرسند: چه مىكنى؟ بگويد: وضو مى گيرم.
شرط نهم: وضو را به ترتيبى كه گفته مىشود بجا آورد، يعنى اول صورت
و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشويد و بعد از آن سر و بعد پاها
را مسح نمايد، و اگر به ترتيب وضو نگيرد باطل است، و در مسح دو پا آن
است كه مسح پاى راست را با دست راست بر مسح پاى چپ با دست چپ مقدم بدارد.
{286} هر گاه كسى شستن عضو قبلى را فراموش كرد و عضو بعدى را شست، مثلاً اول دست چپ را شست بعد دست راست را، بايد بعد از دست راست دست چپ را بشويد تا ترتيب مراعات شود به شرط اين كه بااين شستن بيجا موالات بهم نخورد؛ و اگر موالات بهم خورد، بايد وضو را از سر بگيرد.
شرط دهم: موالات، يعنى كارهاى وضو را پشت سر هم انجام دهد.
{287} اگر بين كارهاى وضو به قدرى فاصله شود كه وقتى مىخواهد جايى را بشويد يا مسح كند رطوبت جاهايى كه پيش از آن شسته يا مسح كرده خشك شده باشد، وضو باطل است. و اگر فقط رطوبت جايى كه جلوتر از محلى است كه مىخواهد بشويد يا مسح كند، خشك شده باشد مثلا موقعى كه مىخواهد دست چپ را بشويد رطوبت دست راست خشك شده باشد و صورت، تر باشد، احتياط واجب آن است كه وضو را باطل كند و از سر بگيرد.
{288} اگر كارهاى وضو را پشت سر هم بجا آورَد ولى به واسطه گرماى هوا يا حرارت زياد بدن و مانند اينها رطوبت خشك شود وضوى او
صحيح است.
{289} راه رفتن در بين وضو اشكال ندارد، پس اگر بعد از شستن صورت و دستها چند قدم راه برود و بعد سر و پاها را مسح كند وضوى او
صحيح است.
شرط يازدهم: مباشرت، يعنى شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد. و اگر ديگرى او را وضو دهد، يا در رساندن آب به صورت و دستها و مسح سر و پاها به او كمك نمايد، وضو باطل است؛ و منظور كمك در اصل شستن و مسح كردن است، ولى اگر در مقدمات اينها كمك بگيرد مثل اين كه ديگرى آب را به صورت او بريزد ولى شخص خودش صورت را بشويد، مانعى ندارد.
{290} كسى كه نمىتواند وضو بگيرد بايد نايب بگيرد كه او را وضو دهد؛ و چنانچه مزد هم بخواهد، در صورتى كه بتواند بايد بدهد، ولى بايد خود او نيت وضو كند و با دست خود مسح نمايد؛ و اگر نمىتواند، بايد نايبش دست او را بگيرد و به جاى مسح او بكشد، و اگر اين هم ممكن نيست بايد از دست او رطوبت بگيرند و با آن رطوبت، سر و پاى او را مسح كنند و احوط اين است كه تيمم هم بنمايد، اگر در تيمم كردن محذورى نبوده يا محذور كمترى باشد.
{291} هركدام از كارهاى وضو را كه مىتواند به تنهايى انجام دهد، نبايد در آن كمك بگيرد.
شرط دوازدهم: استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد چنانكه در مسائل تيمم خواهد آمد.
{292} كسى كه مىترسد اگر وضو بگيرد مريض شود، يا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند، نبايد وضو بگيرد. ولى اگر نداند كه آب براى او ضرر دارد و ترس از استعمال آب هم نداشته باشد و وضو بگيرد، اگر چه بعد بفهمد ضرر داشته، وضوى او صحيح است. و اگر ترس ضرر را داشت ولى به اميد ضرر نداشتن، وضو گرفت و بعد فهميد ضرر نداشته وضويش صحيح است.
{293} اگر رساندن آب به صورت و دستها به مقدار كمى كه وضو با آن صحيح است ضرر ندارد و بيشتر از آن ضرر داشته باشد، بايد با همان مقدار
وضو بگيرد.
شرط سيزدهم: در اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب نباشد و گرنه وظيفه او وضوى جبيرهاى يا تيمم خواهد بود.
{294} اگر مىداند چيزى به اعضاى وضو چسبيده ولى شك دارد كه از رسيدن آب
جلوگيرى مىكند يا نه، بايد آن را برطرف كند يا آب را به زير آن برساند.
{295} اگر زير ناخن چرك باشد، وضو اشكال ندارد ولى اگر ناخن را بگيرند
بايد براى وضو آن چرك را برطرف كنند، و نيز اگر ناخن بيشتر از معمول بلند
باشد، بايد چرك زير مقدارى را كه از معمول بلندتر است برطرف نمايند.
{296} اگر در صورت و دستها و جلوى سر و روى پاها به سبب سوختن يا چيز
ديگر، برآمدگى پيدا شود، مثل بلند شدن پوست به سبب باد كردن محل آن، تا
وقتى كه جزو بدن به حساب مىآيد شستن و مسح روى آن كافى است و چنانچه
سوراخ شود رساندن آب به زير پوست لازم نيست، بلكه اگر پوستِ يك قسمت آن
كنده شود، لازم نيست آب را به زير قسمتى كه كنده نشده برساند، ولى چنانچه
پوستى كه كنده شده گاهى به بدن مىچسبد و گاهى بلند مىشود، مىتواند آن
را قطع كند يا آب را به زير آن برساند يا آن كه در هروقتى به وظيفه آن وقت
عمل نمايد.
{297} اگر انسان شك كند كه به اعضاى وضوى او چيزى چسبيده يا نه چنانچه
احتمال او در نظر مردم بجا باشد، مثل آن كه بعد از گِل كارى شك كند گِل به
دست او چسبيده يا نه، بايد وارسى كند يا به قدرى دست بمالد كه اطمينان پيدا
كند كه اگر بوده برطرف شده يا آب به زير آن رسيده است؛ و اگر از روى غفلت
وضو گرفت و بعد معلوم شد كه مانعى بوده، وضويش باطل است؛ و اگر احتمال داد
كه مانعى در كار نيست و به اميد عدم مانع وضو گرفت يا غافل شد، و بعد معلوم
شد مانعى در كار نبوده، صحيح بودن وضو خالى از
وجه نيست.
{298} جايى را كه بايد شست و مسح كرد هر قدر چرك باشد، اگر چرك مانع از
رسيدن آب به بدن نباشد اشكال ندارد، و همچنين است اگر بعد از گچ كارى و
مانند آن چيز سفيدى كه جلوگيرى از رسيدن آب به پوست نمىنمايد بر دست
بماند، ولى اگر شك كند كه با بودن آنها آب به بدن مىرسد يا نه، بايد آنها
را برطرف كند.
{299} كسى كه پوست بدن او چرب است اگر چربى آن جِرم ندارد كه مانع رسيدن
آب به پوست باشد اشكال ندارد. و اگر احراز كند كه محل وضو به طورى چرب
است كه مانع رسيدن آب مىشود اول خشك كند بعد وضو بگيرد.
{300} اگر پيش از وضو بداند كه در بعضى از اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب
هست و بعد از وضو شك كند كه در موقع وضو آب را به آن جا رسانده يا نه، در
صورتى كه احتمال بدهد موقع وضو ملتفت و متوجه بوده و مانع را برطرف كرده
است وضوى او صحيح است.
{301} اگر در بعضى از اعضاى وضو مانعى باشد كه گاهى آب به خودى خود زير آن
مىرسد و گاهى نمى رسد و انسان بعد از وضو شك كند كه آب زير آن رسيده يا
نه، چنانچه بداند موقع وضو ملتفت رسيدن آب به زير آن نبوده، احتياط واجب آن
است كه دوباره وضو بگيرد.
{302} اگر بعد از وضو چيزى كه مانع از رسيدن آب است در اعضاى وضو ببيند و
نداند موقع وضو بوده يا بعد پيدا شده، وضوى او صحيح است، ولى اگر بداند كه
در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده، احتياط واجب آن است كه دوباره وضو بگيرد.
{303} اگر بعد از وضو شك كند چيزى كه مانع رسيدن آب است در اعضاى وضو بوده يا نه، وضو صحيح است.
این وبلاگ علاوه بر یاد دادن احکام نماز جوانان را به راه راست نیز هدایت می کند